تبليغاتX
اینجا زنی بیدار است

قالب پرشین بلاگ


اینجا زنی بیدار است

 پیراهنت در باد تکان می خورد

این

تنها پرچمی ست که دوستش دارم...

" گروس عبدالملکیان "

[ یکشنبه 12 تیر1390 ] [ 3:5 ] [ شيدا ]

داستان تلخیست

هنوز هم مشق شب می نویسم

میان نام هایمان خط فاصله می گذارم؛

تقصیر من نیست،

این، قانون مشق شب های روزگار ماست.

پشت به من

چشم هایت را پنهان می کنی

لرزش شانه هایت چه می شود؟

می دانم

تو هم مثل من

سرانجام این مشق را می دانی

زنی میان فاصله ها زندانیست

روی موهایش برف نشسته...

روی شانه هایش نه...

و مردی در نقطه ی پایان این سطر

گور خود را می کند.

نه!

نقطه نمی گذارم...

 

12/آذر/88

کرج

 

[ شنبه 21 آذر1388 ] [ 14:22 ] [ شيدا ]
شاید هم درست باشد

سرنوشت مرا،

شیارهای کف دست تو هدایت می کردند

و لبخند من،

با انحنای لطیف لب های تو شکل گرفت

شاید لب های کوچکم

هیچگاه برای لب های تو نغمه ای نداشتند

اما بارها بی آنکه تو بدانی

با سکوت سرد خاموش لب هایم

بر چشم هایت بوسه زدم

با خود می اندیشم

ای کاش هرگز

روزهای بی تو بودن را نمی زیستم

ای کاش پیش از تو متولد نمی شدم

چه روزگار تاریکی را بی تو

میان مردمان غریبه زیسته ام

چه روزهایی را بی انتظار دیدنت

سپری کردم

محبوب من!

چه گناه نابخشودنی دردناکیست بی تو زیستن

و چه درد عظیم جانکاهیست بی تو بودن

فرصت کوتاه و حرف های من بسیار

دردهایم ناتمام و دست هایم ناتوان

شاید اگر یکبار

فقط یکبار

فرصت گفتن داشتم

حالا روزهایم این چنین سیاه نبودند

با تو در تاریکی های سوزان جهنم قدم زدم

جهنم چه بود مقابل اشکت

بهشت مقابل لبخندت

و گناه مقابل لحظه ای خشنودی ات

با تو متولد شدم

راه افتادم و بزرگ شدم

همیشه در چشم های خیس من

حرف ناگفته ای بود: " محبوب من! مرا دوست بدار "

اما تو هیچگاه نخواندی اش

هیچگاه به زنان اطرافت رشک نورزیده ام

زیرا که تو نمی توانی زنی را دوست بداری

حتی زیباترین زنان را

تاریخ را، افسانه را، حرف را

با تو و تنها برای تو نوشتم

سنگ ها را با تو و تنها برای تو نگاشتم

قرن ها را با تو و تنها برای تو زیستم

خدایان روم: آشیل، آپولو و زئوس

در قیاس با تو هیچند

محبوب من!

تو خدایی، اما افسانه نیستی

مگذار اشک هایم جاری شوند

منتظرت ماندم، نیامدی

گردش زمین را انکار کردم؛

ایمانم به تو را هرگز

خورشید را آری؛

احساسم به تو را هرگز

می دانم! بد کردم

به تو، به خودم و به عشقمان

تو راست می گویی، من خائنم

بارها تو را در ذهنم کشتم

اما پیش از آنکه تو مرده باشی من مرده بودم

ملامتم مکن

سعی کردم بدون تو زندگی کنم

با مردان کاغذی شهر

اما نتوانستم! چرا که تنها تو را دوست می دارم

همیشه بودی

میان ورق پاره های شعرم

و میان عابرانی که به سرعت از کنارم می گذشتند

تو عابر نبودی

اما چه ساده از من گذشتی

محبوب من!

اگر روزی به دنبالم آمدی

مرا در گور زمین جستجو کن

ایستاده مرده ام

بی تو و تنها برای تو

 

1/مرداد/88

کرج

[ جمعه 9 مرداد1388 ] [ 2:27 ] [ شيدا ]

دنیا پر از سگ است ،جهان سر به سر سگیست

غیر از وفا تمام صفات بشر سگیست

لبخند و نان به سفره ی امشب نمی رسد

پایان ماه آمـد و خلـق پدر سگیست

از بوی دود و آهن و گِل مست می شود

در سرزمین من عرق کارگر سگیست

جنگ و جنون و زلزله؛ مرگ و گرسنگی

اخبار یك ، سه ، چار، دو ،تهران، خبر سگیست

آهنگ سگ، ترانه ی سگ ،گوشهای سگ

این روزها سلیقه ی اهل هنر سگیست

بار کج نگاه شما بر دلم بس است

باور کنید زندگی باربر سگیست

آدم بیا و از سر خط آفریده شو

دیگر لباس تو به تن هر پدر سگیست!

 مریم جعفری
 

[ چهارشنبه 18 دی1387 ] [ 1:39 ] [ شيدا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب
JavaScript Codes


قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

download

قالب بلاگ اسکای

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا